![]() |
|
|
|
چه روبهرو شدنی ! پسری زخم خورده، مجروح، خونآلود و لبها از تشنگی به سان کویر عطش دیده و چاکچاک؛ با پدری که انگار همهی دنیاست و همین یک پسر.
![]()
|
|
+ نوشته شده در مورخ
چهارشنبه هفتم بهمن 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
|
|
|
شخصى تعريف مىکرد که: در سال 1375 براى خريد دستگاه چاپ سه بار به مسکو سفر کردم. در سفر سوم در مسکو يک مشکل ادارى برايم پيش آمد، پيش رئيس اداره رفتم. وقتى وارد اطاق شدم، چشمم به چيز عجيبى افتاد. روى ميز رئيس يک پنجه برنجى قرار داشت که روى آن نوشته شده بود «علمدار ابوالفضل». ابتدا حدس زدم آن را به عنوان يک چيز زينتى روى ميزش گذاشته، ولى بعد از آن سؤال کردم، جواب داد: «من شيعه هستم و کرامتهاى بسيارى از آن حضرت ديدهام، اين پنجه را به خاطر همين امر همراهم دارم، جانم به فدايش باد.» وقتى از حال من و تشيع و علاقهام به حضرت ابوالفضل عليهالسلام، اطلاع پيدا کرد، احترام فوقالعادهاى به من گذاشت و همه مشکلات مرا حل کرد.
|
|
+ نوشته شده در مورخ
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در مورخ
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
|
|
|
ما پیرهن دریدیم گفتیم یا ابالفضل
با ناز و غمزه گل جوشید عشق بلبل
محمود صالح زاده |
|
+ نوشته شده در مورخ
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
|
|
|
عشق یعنی...
عشق یعنی یک سرود جاودان رقص گلها حیرت پروانگان عشق یعنی زینبی تا اوج ها ناخدایی بر فراز موجها یک زبان در کام از سر غدیر کهکشان آسمانهای منیر چیرگی بر خار و خسهای سراب مخزن الاسرار دخت بوتراب انعکاس خطبه سجاد ها یورشی جاوید بر بیداد ها عشق یعنی رود رود مادران در عزای خیل نام آوران غرق در خون ذوالجناحی اشکبار در غم بشکوه آن تنها سوار همنوا با عون یا جعفر شدن روی دستان پدر پرپر شدن داستان خیمه های سوخته کودکانی از عطش افروخته عشق یعنی اربعین یاس ها اشک سرخی در غم عباس ها تا شهادت یک حبیب با وفا پیر برنای کتاب کربلا جان فشانی مرگ احلی من عسل خوش درخشیدن فراسوی زحل عشق گفتی کربلا آمد به یاد هیبت خون خدا آمد به یاد عشق گفتی نینوا آمد به یاد عصمت لاله ها آمد به یاد نام شاعر:احمد ده بزرگی
|
|
+ نوشته شده در مورخ
پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
|
|
|
شب سيام رمضان المبارک سال 1418 هـ ق در مسجد جواد الائمه عليه السالم در سادات محله(بابل) جناب آقاي دکتر حاج سيدعلي طبري پور اظهار داشتند: شخصي رفت کنار نهري وضو بگيرد؛ کفي از آب برداشت و نزديک لبهايش آورد که بخورد، به ياد سقاي دشت کربلا، حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام افتاد و آب نخورد. آب را روي آب ريخت و همزمان، اشک زيادي هم در عزاي آن حضرت از چشم جاري ساخت. همان شب، زن مريضش در خواب ميبيند که حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام آمد و وي را شفا داد. به اين طريق که، پايش را به پشت کمر خانم گذاشت. خانم پرسيد: مگر شما دست نداري؟ فرمود: من دست ندارم . گفت: تو کي هستي؟ فرمود: شوهرت به چه کسي متوسل شده است؟ حالا شناختي که شوهرت به چه کسي متوسل شده است؟ |
|
+ نوشته شده در مورخ
یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط عاشقي از ديار كرب و بلا |
|
![]() |
| منوی اصلی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آخرين مطالب |
|
|
| آرشيو |
|
|
| دوستان |
|
|
|
برا |
|
|
| جستجو |
|
|
|
|
| لوگوی وبلاگ |
|
|
|
|
|
امكانات |
|
|
|
|
|
|
|
لطفاً نظر خود را درباره این وبلاگ بیان کنید |
|
|
|
مداحی |
|
|
|
|
|
ShaheVafa Ebook |
|
كتاب الكترونيكي زندگينامه حضرت ابوالفضل(ع) برای تلفن های همراه با فرمت جاوا
تهيه كننده:وبلاگ شاه وفا
(حجم: 100 كيلو بايت)
|
|
|
|